نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
با اساتید بنیاد جوانان بیشتر آشنا شویید. – نام و نام خانوادگی: سید فریدون مشعل – نام پدر: سید صلاحالدین – زادگاه: ولایت غور، افغانستان – محل سکونت فعلی: ولایت هرات، افغانستان تحصیلات – فارغالتحصیل رشتهٔ فارمسی از انستیتیوت علوم صحی هرات – فارغالتحصیل رشتهٔ نرسنگ از انستیتیوت علوم صحی فردوسی – محصل برحال رشتهٔ […]
ثبت قانونی بنیاد جوانان افغانستان در آلمان با افتخار به اطلاع میرسانیم که بنیاد جوانان افغانستان (Afghanistan Youth Foundation e.V.) رسماً توسط دولت آلمان به رسمیت شناخته شد و در محاکم قضایی این کشور (Amtsgericht Ulm) با شماره جواز VR 723222 به ثبت رسید. این ثبت رسمی، آغاز فصلی نو برای فعالیتهای ماست. بنیاد جوانان […]
بهای موفقیت من عبدالمصور صدیقی هستم، البته دوستانم مرا مصور مینامند. زندگی من همواره با اشتیاق سیریناپذیر برای یادگیری گره خورده است. دورهی دیپلم خود را با نمرات عالی و تجربیات فراوان به پایان رساندم. هرچند زمانی که تصمیم گرفتم قدمی متفاوت بردارم، مشکلات سد راهم شدند، اما هرگز تسلیم نشدم. با تمام فراز و […]
تغییر مسیر از ورزش تا ساختن آیندهای نو من امید آقا سعیدی هستم. متولد سال ۱۳۷۵ هستم و در شهر هرات چشم به جهان گشودم. از کودکی به ورزش و درس علاقه مند بودم و فوتبال بخش مهمی از زندگی ام را تشکیل میداد. با تلاش و پشتکار توانستم به تیم منتخب فوتبال هرات به […]
روایتی از ایستادگی نام من سونیا قربانی است، دختری ۲۲ ساله از ولایت باستانی هرات و دانشجوی سمستر دوم رشته پرستاری در انستیتوت جوانان افغانستان. داستان من، روایت ایستادگی است؛ روایتی که ثابت میکند حتی وقتی درها بسته میشوند، یک ذهن مصمم راهی برای عبور مییابد. نقطه عطف زندگی من در سالهای پایانی مکتب، زمانی […]
ساختن آیندهام در مسیر مدیریت نام من مهشید رحمانی است؛ دختری از افغانستان که اجازه نمیدهد رویاهایش پشت درهای بسته بماند. من به عنوان دانشجوی مدیریت در انستیتوت جوانان آموختهام که حتی وقتی دنیای بیرون ساکت به نظر میرسد، صدای درونی من برای رشد و رهبری باید بلند باقی بماند. سفر من تنها برای کسب […]
تغییر مسیر از چالش تا رهبری آموزشی نام من نجیلا رحیمی است. مدیر دیپارتمنتهای سمستر سوم در انستیتوت جوانان افغانستان، از ولایت هرات. در سالهایی که مسیر آموزش برای بسیاری از جوانان با چالشها و محدودیتها همراه بود، باور داشتم که توقف، پایان راه نیست؛ بلکه فرصتی است برای یافتن راههای نو. با همین باور، […]
دنبال راهی گشتم تا رویاهایم را زنده نگه دارم. نام من مژده هریوا است و دانشجوی بیست و دو ساله از هرات هستم. من از لیسه عالی مهری هروی فارغ شده ام. در سال های آخر مکتب بسیاری از صنف های درسی بسته بودند و من خیلی غمگین بودم. من همیشه می خواستم درس بخوانم […]
روز های سکوت من نام من کائنات حمیدی است و شاگرد مکتب جوانان هستم. در ابتدا، من شاگرد بسیار ساکتی بودم. سوالات زیادی در ذهن داشتم، اما جرأت پرسیدن آنها را نداشتم. گاهی احساس میکردم که موفقیت فقط برای دیگران است و من توانایی کافی برای رسیدن به اهدافم را ندارم. دریچهای نو در مکتب […]
شروعی دوباره نام من حنانه نوری است و متعلم صنف هشتم هستم. برای پنج سال طولانی، من از درس و مکتب دور بودم. اغلب احساس ناراحتی میکردم چون فکر میکردم حالا باید در صنف دوازده میبودم. اما هرگز اجازه ندادم آن غم مرا متوقف کند. فهمیدم که هیچوقت برای شروع دوباره دیر نیست و خیلی […]