نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
نقش کمکهای بینالمللی در بازسازی نظام آموزشی افغانستان پس از ۲۰۰۱ چکیده سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ نقطه عطفی تعیینکننده در بازسازی نظام آموزشی افغانستان بود؛ نظامی که در نتیجه دههها جنگ، ضعف نهادی و نابرابریهای ساختاری جنسیتی بهشدت تضعیف شده بود. این مقاله به بررسی نقش کمکهای بینالمللی در بازسازی بخش آموزش افغانستان […]
نقش کمکهای بینالمللی در بازسازی نظام آموزشی افغانستان پس از ۲۰۰۱
چکیده سقوط حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱ نقطه عطفی تعیینکننده در بازسازی نظام آموزشی افغانستان بود؛ نظامی که در نتیجه دههها جنگ، ضعف نهادی و نابرابریهای ساختاری جنسیتی بهشدت تضعیف شده بود. این مقاله به بررسی نقش کمکهای بینالمللی در بازسازی بخش آموزش افغانستان پس از سال ۲۰۰۱ میپردازد و همزمان پیامدهای وخامت مجدد وضعیت آموزشی کشور پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ را ارزیابی میکند. این پژوهش با بهرهگیری از روش تحقیق کیفی و رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر پایه دادههای ثانویه انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که کمکهای بینالمللی نقش اساسی در افزایش نرخ ثبتنام دانشآموزان، بازسازی زیرساختهای آموزشی و گسترش دسترسی به آموزش، بهویژه برای دختران، ایفا کردهاند. با این حال، قطع کمکهای خارجی و اعمال مجدد سیاستهای محدودکننده پس از سال ۲۰۲۱ منجر به کاهش چشمگیر کیفیت و دسترسی به آموزش شده است، بهخصوص از طریق محرومسازی دختران از ادامه تحصیل پس از مقطع ابتدایی. این محرومیت نهتنها نقض آشکار حقوق بنیادین بشر محسوب میشود، بلکه تهدیدی جدی و بلندمدت برای توسعه اجتماعی، اقتصادی و انسانی افغانستان به شمار میرود. این مقاله بر ضرورت حفظ عدالت آموزشی تأکید میکند و راهکارهای سیاستمحور، از جمله توسعه برنامههای آموزشی مبتنی بر جامعه محلی و تداوم فشار هماهنگ جامعه بینالمللی، را بهعنوان ابزارهایی برای کاهش بحران کنونی پیشنهاد میدهد. نتایج پژوهش نشان میدهد که آینده ثبات، توسعه و رشد پایدار افغانستان ارتباط مستقیمی با تداوم و حمایت از آموزش فراگیر دارد. واژگان کلیدی کمکهای بینالمللی؛ افغانستان؛ نظام آموزشی؛ بازسازی آموزش؛ نابرابری جنسیتی؛ دوره پس از ۲۰۰۱
این مطلب بدون برچسب می باشد.