نام کاربری یا نشانی ایمیل
رمز عبور
مرا به خاطر بسپار
روز های سکوت من نام من کائنات حمیدی است و شاگرد مکتب جوانان هستم. در ابتدا، من شاگرد بسیار ساکتی بودم. سوالات زیادی در ذهن داشتم، اما جرأت پرسیدن آنها را نداشتم. گاهی احساس میکردم که موفقیت فقط برای دیگران است و من توانایی کافی برای رسیدن به اهدافم را ندارم. دریچهای نو در مکتب […]
روز های سکوت من
نام من کائنات حمیدی است و شاگرد مکتب جوانان هستم. در ابتدا، من شاگرد بسیار ساکتی بودم. سوالات زیادی در ذهن داشتم، اما جرأت پرسیدن آنها را نداشتم. گاهی احساس میکردم که موفقیت فقط برای دیگران است و من توانایی کافی برای رسیدن به اهدافم را ندارم.
دریچهای نو در مکتب جوانان وقتی درسهایم را در مکتب جوانان شروع کردم، همه چیز تغییر کرد. استادان فراتر از تدریس، به من امید دادند. در این مکتب یاد گرفتم که اشتباه کردن ضعف نیست، بلکه بخشی از یادگیری است. من مسیرم را با کمی ترس، اما با امیدی کوچک در قلبم آغاز کردم.
یافتن قدرت درونی روز به روز، آن قدمهای کوچک به تغییرات بزرگی در زندگی من تبدیل شدند. یاد گرفتم درسهایم را بهتر بفهمم و با اعتمادبهنفس حرف بزنم. بزرگترین موفقیت من فقط نمراتم نبود، بلکه تغییری بود که در درونم حس کردم. من از یک شاگرد مردد به کسی تبدیل شدم که دیگر از حرف زدن و پرسیدن سوال نمیترسد.
پیام من به شما پیام من به هر شاگردی ساده است. به صدایی که میگوید «نمیتوانی»، باور نداشته باش. من هم زمانی در همان جایگاه بودم، اما یک قدم کوچک زندگیام را تغییر داد. هرگز از شروع کردن نترسید و خودتان را دستکم نگیرید. اگر تلاش کنید، میتوانید فراتر از انتظارات خود پیش بروید.
این مطلب بدون برچسب می باشد.