انجمن هنر و ادبیات جوانان افغانستان

بنگریم از آن‌سوی مرزها

بنگریم از آن‌سوی مرزها شهری را می‌بینیم که با تمام سختی‌ها و بی‌نظمی‌ها، سال‌هاست فرزندان شجاع و امیدوار خود را با عشق تربیت کرده؛ فرزندانی که امروز مایه‌ای افتخارند. امروز با چشمانی بازتر و قلبی سرشار از امید می‌نویسم. وقتی می‌بینیم جوانان افغانستان با وجود تمام مشکلات، همچنان در راه روشنگری، برای آیندگان‌شان تلاش می‌کنند، […]

بنگریم از آن‌سوی مرزها

شهری را می‌بینیم که با تمام سختی‌ها و بی‌نظمی‌ها، سال‌هاست فرزندان شجاع و امیدوار خود را با عشق تربیت کرده؛ فرزندانی که امروز مایه‌ای افتخارند.

امروز با چشمانی بازتر و قلبی سرشار از امید می‌نویسم. وقتی می‌بینیم جوانان افغانستان با وجود تمام مشکلات، همچنان در راه روشنگری، برای آیندگان‌شان تلاش می‌کنند، نمی‌توان جز احترام و قدردانی، چیزی تقدیم‌شان کرد.

این روز را به احترام زحمات بی‌دریغ آقای سالار می‌نویسم؛ کسی که نه‌تنها راهنما، بلکه مشوق راه ما بودند. قلم به‌دست گرفتم تا شاید عمق سپاسم را ابراز کنم و انگیزه‌ای باشم برای خودم در مسیر نوشتن.

در روزگاری که حمایت از تحصیل دختران کمتر دیده می‌شود، وجود چنین برادرانی که بی‌وقفه کنار ما ایستاده‌اند، نعمتی بزرگ است.

من در کنار شما، شما در کنار نسل بیدار، زیباتر می‌درخشیم.

باشد که صدای ما، صدای دخترانی باشد که ساکت‌شان کرده‌اند…

صدای دخترانی که صدایشان را گرفتند.

باز هم مبارک‌مان

نرگس علیزاده

عضو انجمن هنر و ادبیات جوانان افغانستان